دارم خودمو آماده می کنم برای انجام یه کاری که شاید توی شرکتهای خصوصی یه خورده عجیبه . امروز با یکی از همکارام بحث می کردیم که به نظر شما زندگی یعنی رسیدن به آرامش یا درگیری داشتن ؟ کلا"ما درگیر هستیم تا به آرامش برسیم اما این آرامش بیشتر از مدت کوتاهی نمی تونه برامون دل انگیز باشه و دلمون می خواد دوباره به طوفان برگردیم. صحبتهامون اینقدر طولانی شد که آخرش نمی دونم از آرامش خرده بورژوایی رسیدیم به خوندن کتابهای اتحادیه های کارگری و قیام دکابریست ها و نقد اونها. نمی دونم آخرش ما توی طوفان زندگی دنبال چی می گردیم ؟ و اساسا" آرامش یعنی چی ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 15:12  توسط سارا
|
