تبليغاتX
مشیانه - چرايي هاي يك ذهن پريشان

مشیانه

من عاشق آن بی نهایتم که دو خط موازی به آن می رسند.

بايد از روز اول مي فهميدم.ولي اين زمان چه چيز ها كه به آدم ياد ميده هميشه هم افسوس مي خوريم چرا زودتر ندونستيم ولي هرگز به اين فكر نمي كنيم كه اين اتفاق بايد مي افتاد و خودمونو به خاطر اون سرزنش مي كنيم اما همين كه دوباره اون اتفاق در حال افتادنه همون اشتباه رو دوباره تكرار مي كنيم و هيچ وقت به اين فكر نمي كنيم اين اتفاق به چه شكل هايي ممكنه توي مسير ما قرار بگيره و هرگز وقتي مسئله اي برامون اتفاق مي افته اونو حلاجي نمي كنيم كه ممكنه از چه راه هايي دوباره همين اتفاق برامون بيافته يعني يه جورايي تك بعدي به قضايا نگاه مي كنيم و فقط اگر همون اتفاق برامون بيافته اگه فقط يه خورده تغيير كنه متوجه ميشم تازه كلي هم به هوش و ذكاوت خودمون مي باليم. همه جا تك بعدي هستيم علي الخصوص توي رفتارها و اين تك بعدي نگاه كردن باعث ميشه عين يه كرگدن فقط مبارزه كنيم و شاخ به شاخ بشيم بدون اين كه به عواقبش فكر كنيم يا درس بگيريم گاهي هم گردن تربيت مي اندازيم و فرهنگ و ... نداشتن پول از همه بدتر . ولي هيچ وقت به فكر ياد گيري انحصاري و فرهنگ سازي شخصيت نيستيم گاهي هم براي تبرئه كردن خودمون كه مطمئن هستيم اشتباه كرديم همه چيز رو گردن بخت بد و شانس مي ندازيم.  بايد به چند تا پرسش جواب بدم كه جواباشونو هنوز پيدا نكردم .

1.       كار اشتباه چيه ؟ همون كاري كه بعدش من احساس پشيموني مي كنم كه چرا اون كارو انجام دادم. اگه بخوام اين جوري فكر كنم خيلي از كارهايي رو كه اصلا" خوشم نمياد و از نظر عرف اجتماعي صحيحه ، درست نيست يا خيلي از كارهايي كه از نظر من درسته از نقطه نظر عرف اجتماعي درست نيست. كلا" كار اشتباه بايد از نظر من باشه يا عرف اجتماعي . اگر از من باشه كه ميشه خودخواهي فردي و توام با ناهنجاري اجتماعي پيش ميره اگه از نظر اجتماع و فرهنگ و عرف باشه شايد چندان به كام من نباشه و از نظر من اشتباه صورت نگرفته باشه.

2.       احتمالاتي كه ميشه براي تكرار يك اشتباه مثال زد رو از روي چه معياري بايد تعيين كرد ؟ معيار شخصي ؟ معيار شخصيت هاي مقابل ؟ معيار اجتماعي ؟ معيار عاميانه و عرفي ؟

به نظر مياد معيارها توام با هم پاسخ خوبي براي حلاجي اين مساله باشه اما مطلبي كه خيلي ساده است اينه كه در بيشتر مواقع معيار عاميانه مد نظر ما مياد چون ما اساسا" با معيار عاميانه سازگاري بيشتري داريم و هرگز در مورد معيارهاي ديگه فكر نمي كنيم و اين باعث ميشه كه هميشه توي اين منجلاب تقدير بمونيم اما با وجود پررنگ بودن معيار عاميانه و روند رو به رشد معيارهاي شخصي و شخصيتي كدوم معيار بايد در اولويت قرار بگيره؟

3.       اساسا"  اشتباه به معناي مادي و هويتي موجوده يا خير ؟

كاري رو كه در لحظه انجام ميدي به نظرت درست مياد و تو از نتيجه اش هر چقدر هم نزديك به حدست باشه نمي توني پيش بيني كني تا بدوني اشتباه ه يا خير يا بعضي جاهارو داري درست انجام ميدي يا خير بنابراين اساس كار بر انجام اشتباهه تا ياد بگيري ساده ترين راه براي كم خطا كردن چيه . اگر همون اشتباه چند سال بعد نتيجه عكس داد مي توني بگي كه اشتباه بوده يا نه ؟

 

بنابراين چون هيچ چيز ثابتي وجود نداره نمي تونيم براحتي بگيم اشتباه وجود داره يا نه !  باز هم نمي دونم اين جمله هم خيلي مطلقه !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 15:13  توسط سارا  |