معجزه
چند سال پیش که دانشجو بودیم استادی داشتیم که خیلی جالب صحبت می کرد وقتی در مورد مکاتب ادبی مختلف و چگونگی به وجود آمدنش بحث می کردیم می گفت این طور نیست که یه نفر یه روز صبح بیدار بشه و یه مکتب جدید خلق کنه و پشت اون هم گفت البته این طور نیست که شما بخوابید و صبح بلند بشید و ببینید که یه نویسنده و یا کارگردان موفق شدید . هر چیزی دوره ای داره که باید طی بشه ما نمی تونیم زمانی که رئال رو نگذروندیم به دنبال سورئال باشیم و دور از ذهن تر اینه که بخوایم به دنبال پست مدرن بگردیم. اما فقط تو کشور ما یه همچین معجزه ای ممکنه وجود داشته باشه ! معجزه ای که فقط مردم ما می تونن اونو باور داشته باشن ! آدم بزن بهادری که احتمالا" هنوز تو حال و هوای فیلم های وسترن بوده تبدیل به نویسنده و کارگردانی میشه که فیلمهاش فروش بالائی هم داره و البته همه از صدقه سر ما مردم هست . مردمی که تا دیروز پیرهن برای دانشجوی مرده پاره می کردند یادشون رفت چی به سرشون اومد ؟ چقدر زود پوست انداخت و تبدیل به بره شد . آخی طفلکی ! و لابد این قصه رو شنیدید که می گفتن انیشتن تا هفت سالگی حرف نمی زد شاید ما عادت به شنیدن قصه های مهیج داریم شایدم ما رو قصه کردن که بیشتر باهاشون همزاد پنداری کنیم . ما کجای این دنیا ایستادیم ؟ دارن ما رو ریشخند می کنن اما خیلی وقته که تبدیل به مجسمه سنگی شدیم.شده عین بازی استپ آزادُ همه استپ می کنن که یه دلاور از دست گرگ آزاد بشه و استپ شده ها رو آزاد کنه اما مجبوره استپ کنه ! اون وقت گرگه هم حیرون می مونه این همه مجسمه به چه دردش می خوره ؟ اصلا" باید یه جوری بازی رو ادامه بدن این جوری که مزه نمیده ! خب آخرین نفری که استپ می کنه باید گرگ بشه ! می بینین ما خیلی راحت گرگ میشیم . یا شاید این دفعه گرگه بخواد بازی رو عوض کنه چون به گرگ بودن عادت کرده !
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 15:9 توسط سارا
|
مشی و مشیانه اولین جفت زمینی هستند که درواقع گیاهی هستند که از زمین روییده شده اند و اندامهای فوقانی شان از یکدیگر منفک است. اولین فرزند آنها چنان به مذاقشان خوش آمد که آن را خوردند و از آن پس خداوند بوسه را به جای خوردن آفرید. بوسه، نمادی از خوردن است و نشانه اولین عشق زمینی.