گفتني
گفتم بگو گفت میگم اما به موقعش ! گفتم موقعش کی میرسه ؟ گفت صبر داشته باش ! موقعش رسید گفت بیا بهت بگم ! اما دیگه تمایلی برای شنیدنش نداشتم چون هیجانش از بین رفته بود. شایدم چون خودم می دونستم چیه !
هيچي نگفت منم نمي دونستم كه بپرسم وقتي كه موقعش شد بهم گفت خيلي خوشحال شدم.
نگفت و نگفت و نگفت تا اين كه يادش رفت از اولش چي بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 15:6 توسط سارا
|
مشی و مشیانه اولین جفت زمینی هستند که درواقع گیاهی هستند که از زمین روییده شده اند و اندامهای فوقانی شان از یکدیگر منفک است. اولین فرزند آنها چنان به مذاقشان خوش آمد که آن را خوردند و از آن پس خداوند بوسه را به جای خوردن آفرید. بوسه، نمادی از خوردن است و نشانه اولین عشق زمینی.