دغدغه این روزهای من چارقی نیم دوخته شاید

شکاف پیرهن یتیمی كه با هيچ كوكي رفو نخواهد شد

اين منم

ايستاده بر ناكجا آباد

نمي دانم شايد راه گريزي باشد از جريمه هاي جواني

هيچ كس آنرا كه مرا يتيم كرد جريمه نخواهد كرد

خسته ام

مشق هاي نانوشته ام را پاياني نيست

شايد اين بار يتيمان را به ياري خواستم

اگر يتيمي مانده باشد